نکاتی در باره داستان'>داستان و داستان نویسی از ریموند کارور
ترجمه شقایق قندهاری
در اواسط دهه ۱۹۶۰ متوجه شدم نمیتوانم حواس خود را به راحتی برروی آثار داستانی بلند متمرکز کنم. تا مدتی علاوه بر اینکه در خواندن آثار داستانی بلند مشکل داشتم، در خلق و نگارش چنین آثاری نیز تجربه دشواری برایم بود. میزان تمرکز و توجه ام از لحاظ مدت زمانی کاهش یافته بود؛ به طوری که صبر و شکیبایی لازم برای نگارش رمان را در خودم نمیدیدم. موضوع پیچیده ای است و در این جا صحبت درباره آن به شدت خسته کننده خواهد بود. با این حال میدانم دلیل اینکه امروزه به وفور شعر میسرایم و داستان کوتاه مینویسم، به همین موضوع برمی گردد. امکان دارد مدام تغییر حالت بدهید، اما معطل نمانید و کاری انجام دهید. شاید عدم صبر و تحمل من به این خاطر بود که در آن موقع با اینکه هنوز سی ساله نشده بودم، تمام انگیزههای جدی و بزرگم را از دست داده بودم. البته به گمانم برای من اتفاق خوبی بود. نویسنده ای که قدری شانس و انگیزه داشته باشد، میتواند در کارش خوب پیش برود. انگیزه بیش از حد و بد شانسی، یا حتی نداشتن شانس به کل، میتواند کشنده باشد. البته برای داستان نویسی استعداد نیز لازم است.
برخی از نویسندگان خیلی مستعد هستند؛ من نویسنده ای را نمیشناسم که بی استعداد باشد. با این حال برخورداری از زاویه دیدی خاص و منحصر به فرد و در عین حال دقیق برای دیدن هر چیز و نیز یافتن بافت و ساختار مناسب برای بیان همان نوع نگرش خاص، مقوله و موضوع دیگری است. به گفته «جان ایروینگ» جهان در نگاه «گارپ» جهانی فوق العاده شگفت انگیز است و در نگاه امثال «فلانری اوکانر»، «ویلیام فاکنر» و «ارنست همینگوی» جهان طور دیگر. هر نویسنده ای مانند «چ
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: ماهان شاکری
تاريخ: يکشنبه
27 آذر
1401 ساعت: 19:18