1 1 به 1 1 1 ، پدر داستان نویسی مدرن آمریکا
نویسندههای پس از جنگ جهانی اول آمریکا، مثل کلاسیکهای روسی ، سبکی جدید بنا کردند - چه آن گروه شیکاگوئی و چه آنها که به پاریس عزیمت کردند – سبکی با سخنان تازه ، دنیایی جدید و جهانبینییی نو .
با وجود همهی تفاوتهایی که بین “پاندهست ” و “سندبرک” و “آندرسن” و “استاینبک” ؛ در کلام و دیدار و دنیای تفکر وجود دارد ، مانند اختالاف بین پوشکین، داستایفسکی و گوگول و چخوف ؛ گوئی همه از یک خانواده بودهاند با یک سرگذشت : همه منظم درس نخواندهاند، تهیدست بودهاند؛ روزنامهفروش و پادو و سرباز و یا روزنامه نگار بودهاند. اگر به دانشگاه رفتهاند، نه دانشجویان پر کاری بودهاند و نه بر روشنفکری احترامی قایل بوده اند.
در عوض، “زبان” فلوبرو و بالزاک و دیگر بزرگان ادبیات را خوب خوب می فهمیده اند.
“ویتمن” و “پو” ، “درایزر” و “تواین” و “ملویل” را آن چنان میشناختند که استادان دانشگاه خوابش را هم نمیدیدهاند. فاکنر زمانی رئیس اداره پست شد و در آن خود را بینهایت بی استعداد نشان داد .
شروود اندرسن درسپتامبر 1876 و در شهر کامدن اهایو به دنیا آمد “قصهی قصهگو” و “خاطرات شروود آندرسن” . تصویر خانوادهای آواره ای است که از شهری به شهری دیگر کوچ می کند. پدرش قصه گویی اهل جنوب و مادرش زنی ایتالیائی (آلمانی الاصل) است
او درس خود را کامل نکرد و ناگزیر بود کار کند، در مزرعه کلم و در اسپریس . مدتی هم مهتر بود و پادو کارخانه . سالهای بین 1898تا 1912 در جنگهای اسپانیا - آمریکا شرکت داشت. از کوبا که برگشت مدتی کوتاه در دانشکده ویتنبرگ Wittenberg ، اهایو، درس خواند، و بعد منصرف شد، به طنز گفته است که دنبالم فرستادند که بیا کارنامهات را بگیر. ولی از همان پیش از جنگ، مطلب مینوشت.
در شیکاگو، علاوه برکارهای دیگر، در یک کانون تبلیغاتی هم کار کرد. ازدواج کرد و برگشت به شهر الیریا Ellyria ، اهایو. آنجا کارخانهی رنگسازیی را می گرداند. به شیکاگو رفت و دوباره بکار تبلیغاتی برگشت و با نویسنده های جوان شیکاگوئی آشنا شد سالهای 1912 تا 2915 با “مارگارت آندرسن” و “جینهیپ” مقاله هائی در مجله ادبی “لیتل ریویو” نوشت. در یادداشتهایش نوشته است که کارل سندبرک، بنهچت، فلویددل، و ایونیکتیتجنز را می دیده است.
ترتیب چاپ کتابهای آندرسن از این قرار است:
1916- پسرویندی مک فرسون.
1916- مردان پیشرو دربارهی منطقه زغال سنگ پنسیلوانیا، که نشاندهندهی جنبشی پنهانی بود، در راه تشکل کارگران، در راه رهائی آنان از کار شاق و ستمانگیز.
1918-مجموع شعرهای بیوزن.
1919- وینسبرک، اهایو، حکایتهائی است در باب زندگی شهرستانی؛ شهر وینسبرک از ایالت اهایو. این کتاب اندرسن را مشهور کرد و اساس سبک او را نشان داد. برای زندگی امریکائی تفسیری ناتورالیستی دارد. میگوید که نیروهای اصلی رفتار انسان غریزیست و نباید با معیارها و احکام عصر ماشین انکار شود. قهرمان های او گیجند و پریشان، رسموراهی ندارند و در برابر خشونتهای کور زمانه، تاب نمیآورند.
1920- سفید فلکزده: خود میگوید “این، شهر بود که قهرمان کتاب بود. بگمان من آنچه بر شهر میگذشت، از سرنوشت آدمها بسی مهمتر بود” همین نکته را در قصهی تنهائی، آورده است که: سرگذشت ایناک، بیشتر سرگذشت اتاقی است تا آدمی” ، در “سفید فلکزده” ماشین به شهر میآید و زیبائیها و شکوه شهر را به زوال میکشد، این “تم” ، در کتابهای دیگر او هم هست.
1921- فتح تخممرغ: کتابیست حاوی شعر و حکایت، که از همان “زندگی آمریکائی” گفتگو دارد. همین سال بود که جایزه دیال Dial به “سفید فلکزده” و “وینسبرک، اهایو” او تعلق گرفت با دو هزار دلار جایزهای که بدست آورد، سفری بپاریس کرد و فرصت گشتوگذاری یافت.
23-1922- ازدواجهای فراوان- (رمان) اسبها و آدمها: حکایتهائی کوتاه و بلند از زندگی آمریکائی. بیشتر سال را در “نیوارلئان” با ویلیام فاکنر همخانه بود.
1924- قصهی قصهگو درآمد. قصهگشت و گذار نویسنده است در دنیای تمثیلی خودش و دیار واقعیتها، از این کتابست که خواننده متوجه میشود که چرا آندرسن در شرححال خود به ذکر تاریخها بیاعتناست. نوشتهاست” خیال میکنم “جوزف کنراد” بوده است که گفته نویسنده وقتی که شروع کرد بنوشتن، زندگی را آغاز کرده است این فکر مرا خوشحال کرد که پس دهسالی دارم. برای چنین آدمی مجال فراوان است. مجال بدوروبر خویش نگریستن، مجال فراوان برای دوروبر را پائیدن.
1925- نویسندهی جدیر (رساله) زهرخند (رمان) تنها رمان اندرسون که پول درآورد. با همین وجوه بود که دوتا روزنامه (جمهوری و دموکراتیک) در “ماریون” انتشار داد. دستها و قصههای دیگر منتخبی است از “وینسبر، اهایو” .
1926- یادداشتهای شروودآندرسن؛ ملاح.
1927- عهد جدید. (شعرهای منثور) در این دوران یکسری سخنرانی در مملکت ایراد کرد که وسیلهی امرار معاشش هم بود.
1929- شهرها سلام: قطعات منتخب از روزنامهها. رسالهی بریشه گیاهه نزدیکتر و قصههای آلیس و رمان گمشده.
1930- بازار مکارهی آمریکائی.
1931- زنها شاید مقالهای است در باب زنان که مسئلهی جنسیت را مطرح میکند همین نکته در “مردان پیشرو” و “زهرخند” هم مطرح است.
1932- ورای هوس
1933- مرگ در جنگل و قصههای دیگر،
1934- بدون خودنمایی (مقاله) در این سال “وینسبرک، اهایو” را به نمایشنامه درآورد که توسط گروه تآتر “هند گرو “به صحنه آمد.
1935- آمریکای مبهوت : مقاله
1936- کیت باردون : رمان
1938- چاپ چهار نمایشنامه. وینسبرک اهایو، فتح تخممرغ، مادر، بعدش ازدواج کردند. این سهتای اخیر تک پردهایست.
1939- زادگاه : چند طرح.
و در 1941 به دیار باقی شتافت و کارنامه این دنیایی او بسته شد .
برچسب:
نویسنده: ماهان شاکری